شیطنت هاشون داره خارج از صبر ُتحمل من میشه .
لج منا در میارن متوجه میشن نباید کاری را انجام بدن اما تکرار میکنن ی لبخند میزنن ُکار خودشون انجام میدن .کلی از دست شون حرص میخورم
موقعی هم که میخوابن اینقدر معصوم ان که انگار نه انگار تا دقایقی پیش در حال اتیش سوزوندن بودن و من.تو دلم ....
عشقید شما دو تا عشقققققققققق
ثبت شود که دیشب جوجه ها تا امام چهارم را یاد گرفتن باهوش های مامان
ما را در سایت مادر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 66

اولین باری بود که پرتقال نذری گرفتم ُجالب بود برام

مادر...
ما را در سایت مادر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 69
اهسته ظرف های شسته شده ُ خشک شده را تو کابینت میزاشتم که مبادا عزیزانم از خواب ناز بیدار بشن متوجه شدم بارون میاد دلم واسه شنیدن صدای بارون تنگ شده چقدر من این روزا دل تنگی دارم اومدم تو اتاق کن مادر...ما را در سایت مادر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 65
ما را در سایت مادر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 63
پسر کوچولوی من امروز واسه اولین بار رفتی آرایشگاه
(طبق گفته بابایی) بچه خوبی بودی و با اسباب بازی ها بازی میکردی و آرایشگر راحت موهای مرد کوچولو مامان را کوتاه کرده .
ازوقتی اومدی فقط دارم قربون صدقه ات میرم چهره زیبات کلی تغییر کرده و زیباتر شدی
ما را در سایت مادر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 112