شب بارونی

خرید بک لینک

اهسته ظرف های شسته شده ُ خشک شده را تو کابینت میزاشتم که مبادا عزیزانم از خواب ناز بیدار بشن متوجه شدم بارون میاد دلم واسه شنیدن صدای بارون تنگ شده چقدر من این روزا دل تنگی دارم اومدم تو اتاق کنار پنجره ی دل سیر گوش کنم .و توی ذهنم امروز را مرور میکنم از قشنگی های امروزصدای قَهقه های خانواده ام و شیرینی زبونی دخترم که با گیره ُکش مو میره سمت باباش ُو میگه چه ufffbبُ بِ ل (چه خوشکل )یا موقعی که از بازی ُبدو بدو خسته میشه میشینه ُمیگه اَسته (خسته)
خدایا شکرت

مادر...

ما را در سایت مادر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 10:22

صفحه بندی